
¤ دکتر گمشدهی عزیز به یه بازی وبلاگی دعوتم کرده٬ به نام «خطاب به نوهام» والا هرچی فک کردم فقط به ذهنم رسید که ازش معذرت بخوام به خاطر اینکه اینقدر دیر ازدواج کردم که از نعمت داشتن مادربزرگ فوقالعادهای مثه من محروم شد!! 
¤ پس کی این کورس گوارش تموم میشه؟! کم من مشکلات گوارشی داشتم که در طول این کورس مضاعف هم شده! دیسپسی که نفس ما رو بریده!٬ چند روزی دچار constipation میشم و بعدش گلاب به روتون چند روز برعکس!! نفخ و این چیزام که آباد کردم داروخونهها رو با دایمتیکن خریدنم!! حالا اینا رو بذاریم کنار اون ۲۰ کیلو کاهش وزن ۳ سال قبلم٬ بیشتر از همه چه تشخیصی رو به ذهنتون میاره؟!! آفرین! بدخیمیها!! بدخیمیهای گوارشم که ....!! خدا بیامرزتم!!
¤ ساعتی قبل٬ پخش مستقیم افتتاح کارخانهی احیای مستقیم فولاد خراسان٬ فرد محبوب جامعه٬ نقل به مضمون: سال گذشته یادتون هست که ماهوارهی امید رو به فضا فرستادیم؟ این همه کشورهای دیگه ماهواره و موشک هر روز میفرستن فضا هیچکس واسش مهم نیست٬ حتی مردم کشور خودشون٬ چرا؟!! چون میدونن که فقط هدف پر کردن جیب یه عده است!! اما ما که این کار رو کردیم چقدر سروصدا کرد؟! چقدر پیام تبریک دریافت کردیم؟!! چقدر مردم عادی تو کشورهای دیگه شیرینی پخش کردن؟!!!! چرا؟!! چون خودشون میدونن اقتدار ایران در راه اقتدار و عزت و عظمت اوناست!! اونها فرصت پیدا میکنند واسه بالندگی و نشاط....!!! ....
* بعد از این بخش شبکه عوض شد٬ خندهی زیادم واسه آدم ضرر داره!!
** ترجیحا بدون شرح!!
*** یکی به بابای من بگه که اگه در اولین فرصت واسه من ماهواره فراهم نکنه٬ و چند وقت دیگه من پای این رسانهی ملی بشینم یا ساکن روزبه میشم یا کهریزک٬ یا در بهترین شرایط برمیگردم ور دلش!!
**** هیچی... صرف نظر از رو به فردای این هفته.... |